10°C ابری
اوقات شرعی
  • چهارشنبه،01 آذر 1396
  • ورود
 
       
      • داشبورد های مدیریتی BI

        سیستم های یکپارچه هوش سازمانی BI یا Business Intelligence، وظیفه حیاتی تحلیل وضع کنونی سازمان ها و مدیریت عملکرد آنها را یاری می رسانند که در واقع یکی از ابزارهای با اهمیت این مجموعه، داشبوردهای مدیریتی BI هستند. بطور عام، داشبوردها ابزاری برای ارائه راه ‌حل ‌های گرافیکی هوش سازمانی، به جهت تصمیم یاری و تصمیم سازی می باشند.

         

        روش سنتی داشبورد، همان گزارشات مدیریتی OLAP یا Online Analytical Processing است. OLAP رویکرد ضعیفی به تحلیل ‌های چند بعدی است و از مکعب‌ هایی (Cubes) در مجموعه‌ای با ابعاد کوچک تشکیل می شود. مکعب ها شامل داده‌هایی انتخاب شده هستند که ارتباطات بین ابعاد آن، از قبل تعریف شده است و همه ابعاد ممکن (یا پاسخ ‌ها) از قبل محاسبه و پیش‌بینی شده است. هنگامی که یک مکعب ایجاد می‌شود، یک واسط کاربر نهایی (User Interface) برای یک فرد مخاطب به صورت واقعی پیاده‌سازی می شود، که تعامل لازم با پاسخ های داخل مکعب را داشته باشد. کلیه ترکیبات عناصر داده‌ها در مدل OLAP محاسبه و ذخیره می شود و کاربر نهایی به این داده‌ها از طریق یک سری فرم‌های مدل شده از پیش طراحی شده، ازجمله Pivot Table ها، نمودار ها و در شکل پیشرفته و جامع آن، توصیف های مرتبط، دسترسی خواهد داشت.

        اما کاربر نهایی، محدود به تحلیل در محدوده ابعاد از قبل تعریف شده، همانند موقعیت مکانی و یا فواصل زمانی خاص می ‌باشد و اگر کاربر بخواهد، ابعادی دیگر از گزارش داشبورد را دریافت کند، مستلزم آن است که احتمالاً ده ها یا صدها ترکیب ذهنی دیگر از داده‌ها و اطلاعات مورد نیاز را در قالب مکعب های جدید سفارش دهد تا تولید شود، که این خود به معنای محدودیت جدی داشبورد های سنتی است و باعث کاهش بهره‌وری زیرساخت های مهیا شده و همچنین اثربخشی پایین برای تصمیم‌گیران سازمان است. در واقع OLAP برخی از قابلیت‌ های تحلیل را فراهم می ‌کند، اما یک رویکرد قدیمی است و خود نیازمند تحول در ساختار داشبوردهای BI است.

        در حال حاضر، انواع مختلف OLAP در سازمان ها وجود دارد، که از این میان می توان به MOLAP یا Multi dimensional OLAP و ROLAP یا Relational OLAP و دیگر رویکرد های توسعه یافته جدید اشاره نمود که غالباً همان نقاط ضعف را در پیچیدگی و عدم انعطاف‌پذیری دارند. پیچیدگی، زمان توسعه و استقرار را افزایش می‌دهد و محدودیت‌هایی برای تطبیق با نیازهای کاربر ایجاد می‌کند و افزایش هزینه تغییرات در نیازمندی ‌ها را در پی ‌دارد. عدم انعطاف‌پذیری، قابلیت پاسخگویی به نیاز تصمیم گیرندگان و مدیران ارشد سازمانی را در زمانی که کاربر به جواب دقیق و سریع نیاز دارد را کاهش می ‌دهد. بنابراین عیب اصلی داشبوردهای مبتنی بر OLAP، زمان و هزینه استقرار آن در سازمان های کوچک و بزرگ است، که امروزه توصیه نمی‌ گردد و برای کاربردی شدن جهت اتخاذ تصمیمات مبتنی بر واقعیت (که عملی بسیار پیچیده است)، خصوصاً برای سازمان های بزرگ، نسل جدید داشبوردهای مدیریتی BI، با قابلیت انعطاف پذیری (اصطلاحاً Flat BIها) توصیه می گردد.

         

         

        تعداد بازدید :1216
        نام:
        پست الکترونیک:
        شرح نظر: